تبليغاتX
شیطان پرستی را بشناسیم...!!!
DIMMU BORGIR يک گروه MELODIC BLACK METAL است که در سال 1993 توسط SHAGRATH ، SILENOEZ ، TJODALV در نروژ تاسيس شد که بعد از مدت کمي BRYNJARD به عنوان بيسيست و AARSTAD براي نواختن کي برد به گروه اضافه شدند . شیطان پرستی - محاکمه

کلمه DIMMU BORGIR از نام يک ناحيه غير طبيعي آتشفشاني در شرق در ياچه MYVTAN در ايسلند گرفته شده . DIMMU به معناي تاريک و BORGIR به معناي قلعه و دژ است .

ديمو برگر گروهي بود که در اوج کار گروههايي مثل CRADLE OF FILTH ، EMPERROR و ...به موفقيت رسيد و تبديل به يکي از معروف ترين گروههاي بلک متال شد . ملودي هاي زيبا ، گيتار سريع ، درام پرخاشگر با همراهي آوازي زخمي و ترسناک موسيقي بود که ديمو بيان مي کرد که همگي از گروههاي بلک متال و هوي متال دهه هشتاد الهام مي گرفتند .

ديمو برگر کارش را با هفت آهنگ در دمويي به نام INN I EVIGHETENS MORK در سال 1994 شروع کرد . اولين آلبوم طولاني ديمو FOR ALL TID نام داشت که در 1995 روانه بازار شد که آلبومي آرام با فضايي بسيار تاريک بود .

ترکيب گروه در اين آلبوم به اين صورت بود :

SHAGRATH درام و آواز ، SILENOEZ گيتار وآواز، TJODALV گيتار ، TRISTAN بيس و AARSTAD سينتي سايزر و کي برد .

در سال 1996 ديمو برگر آلبوم STORMBLAST را ضبط کرد که به اعتقاد بسياري از کارشناسان و علاقمندان يکي از بهترين آلبومهاي تاريخ بلک متال است .

آنها در مدتي کم قدمي بسيار بزرگ برداشتند و ديمو در اين البوم تلفيقي از سرعت و ملودي را به زيبايي نشان داد .

ترکيب گروه در اين آلبوم نيز به اين صورت بود :

SHAGRATH گيتار وآواز ، SILENOEZ ريتم گيتار و آواز ، TJODALV درامز ، TRISTAN بيس ، AARSTAD پيانو.

اشعار اين آلبوم ابتدا به زبان نروژي نوشته شده بود که قبل از ضبط آن را به انگليسي تغيير دادند که دليل آن هم اين بود که ديمو مي خواست از يک زبان مردمي استفاده کند تا پيامش را به همه شنوندگانش برساند .

بعد از اين آلبوم TRISTAN وAARSTAD از گروه جدا شد و NAGASH که يک کي بردر آماتور بود وارد گروه شد .

DEVILS PATH آلبوم بعدي گروه بود که در سال 1996 توسط شرکت مک دونالد پخش شد . اين آلبوم از چهار آهنگ تشکيل شده بود که خود آهنگ DEVILS PATH جزو زيباترين آثار گروه تا به حال است .

ترکيب گروه در اين آلبوم به اين صورت بود :

SHAGRATH گيتار ، کي برد و آواز SILENOEZ گيتار ، TJODALV درامز ، NAGASH بيس

در سال 1997 ديمو آلبوم بعدي را تحت عنوان ENTHRONE DARKNESS TRIUMPHANT وارد ابزار کرد که به جرئت مي توان گفت که زيبا ترين اثر گروه تا به حال است و بيش از 150000 نسخه از اين آلبوم فقط در نروژ به فروش رفت و بسياري از هواداران اين آلبوم را فراتر از بلک متال مي دانند .

ENTHRONE DARKNESS TRIUMPHANT توسط شرکت NUKLEAR BLAST ضبط شد و ترکيب گروه در اين آلبوم بدين صورت بود

SHAGRATH گيتار و آواز ، SILEONEZ گيتار ، TJODALV درامز ، NAGASH بيس و AARSTAD کي برد .

بعد از اين آلبوم ASTENNU براي زدن گيتار به جاي SHAGRATH وارد گروه شد و SHAGRATH تمام قدرت خود متمرکز در خواندن کرد . ASTENNU اهل استراليا بود و در آن زمان به نام LORD KAOS فعاليت مي کرد و آلبوم مي داد . بعد از تور اين آلبوم AARSTAD نيز موقتا از گروه جدا شد و به جاي او KIMBERLY GOSS کي بردر خانم گروه معروف THERION وارد گروه شد و AGGRESSOR نيز در پي جدايي موقت TJODALV به گروه پيوست .

GOSS هم در مدتي کم و در اجراي کنسرتها همراه ديمو بود و به زودي جدا شد وبه جاي او MUSTIS که کي بردري جوان و از دوستا ن SHAGRATH بود وارد گروه شد . او که قبلا سابقه همکاري با هيچ گروهي را نداشت در مدتي کم خودش را بسيار خوب در گروه جا انداخت به طوري که در آلبومهاي بعدي بيش از نيمي از بار آهنگ را بر دوش مي کشيد و آهنگهاي ديمو بر اساس کي برد او تنظيم مي شد .

در سال 1998 ديمو آلبوم GODLESS SAVAGE GARDEN را پخش کرد که از دو آهنگ جديد ، دو اجراي مجدد و سه آهنگ کاور شده از ديگر گروهها بود. بلافاصله بعد از اين آلبوم ديمو آلبوم بعدي را وارد بازار کرد اين البوم SPRITUAL BLACK DIMENSI نام داشت که در همان سال کانديداي جايزه گرمي نروژ شد و شوهاي مربوط به اين آلبوم بارها از تلوزيون نروژ پخش شد ولي متاسفانه جايزه گرمي در آن سال به گروه KOVENANT و آلبوم NEXUS POLARIS رسيد .

اين البوم در استوديو ABYSS که صاحب آن PETER TAGTREN ( خواننده وگيتاريست گروهها HYPOCRISSY ، ABYSS و PAIN ) ضبط شد و پخش آن نيز به شرکت NUKLEAR BLAST واگذار شد . فروش اين آلبوم رکورد سابق اين شرکت را که در اختيار DARK THRONE بود شکست . NAGASH بعد از اين البوم گروه را ترک کرد و موقتا VORTEX خواننده گروه BORKNAGAR به گروه براي زدن بيس پيوست .

بعد از اين البوم گروه يک آلبوم مشترک با گروه OLD MANS CHILD داد تحت عنوان SONS OF SATAN GATHER FOR ATTACK و در همين زمان ASTENNU که با NAGASH گروه زده بود اولين آلبوم خود را با خوانندگي NAGASH وارد کردند.

در اواسط سال 1999 و در تور نيو جرسي باز هم ديمو برگر دچار گسست ديگري شد . اين بار TJODALV درامر گروه تصميم به ترک کردن گروه گرفت و جانشين او کسي نبود جز NICK BARKER درامر معروف گروه CRADLE OF FILTH که با گروههاي BORKNAGAR و OLD MANS CHILD هم همکاري مي کرد و به تازگي تور گروه BORKNAGAR را در امريکاي شمالي به پايان رسانده بود .

ديمو برگر در مارچ سال 2000 مشغول به تمرين براي آلبوم جديد شد و دوباره به استوديوي ABYSS رفت. در اين آلبوم ديمو دچار مشکلات زيادي شد . مشکلات مالي گروه در يک طرف و در طرفي ديگر NICK ساکن انگلستان بود و نمي توانست به طور دايم در نروژ سکونت کند و از طرفي ديگر گروه با استوديو ABYSS به توافق نرسيد و همه اينها دست به دست هم داد تا ضبط آلبوم جديد ديمو چند ماه عقب بيافتد .

اين بار گروه به همراه GALDER گيتاريست و خواننده طلايي OLD MANS CHILD به استوديو FREDMAN در سوئد رفت . اين شرکت در آن زمان آلبومهاي گروههاي معروفي مثل INFLAMES و DARK TRANQUALITY را ضبط مي کرد .

آلبوم بعدي به عنوان PURITANICAL EUPHORIC MISANTROPIA وارد بازار شد که به طرز شگفت انگيزي زيبا بود . استفاده به موقع از کي برد ، گيتار سريع درام ، ديوانه وار NICK ، استفاده از پشت صدا ، همکاري ارکست سمفوني گوتنبرگ همه باعث شدند اين آلبوم به عنوان آلبومي تاريخي در زندگي هنري ديمو برگر ثبت شود .

آخرين اثر DIMMU BORGIR هم که به تازگي وارد بازار شده DEATH CULT ARMAGEDDON نام دارد .

 

معرفي اعضاي گروه  از ابتدا تا الان :

Shagrath : با نام واقعي stain thorensen از سال 1993 تابحال خواننده گروه است و در گروه گيتار ، درام ، بيس هم زده . او سابقه همکاري با گروههاي fimbulwinter ، ragnarock ، nocturnal bleed را دارد .

Silenoez : با نام واقعي sven alte kopperud از سال 1993 تا الان گيتاريست گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي kosmos rost ، malefic ، nocturnal bleed را دارد .

Galder : با نام واقعي tomas rune Andersen از سال 2000 تا الان گيتاريست گروه است و سابقه خواندن و نواختن در گروههاي old mans child و dodheimsgard را دارد .

Mustis : با نام واقعي oyvind mustafaria از سال 1998 تا الان براي گروه کي برد مي زده و سابقه فعاليت در گروه superia را دارد .

Nicholas barker : از سال 1999 تا الان براي گروه درام زده و سابقه فعاليت در گروههاي cradle of filth ، borknagar ، old mans child و lock up را دارد .

Vortex : با نام واقعي simen hestnaes از سال 2000 تا الان بيسيست و بک وکال گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي arcturus ، borknagar ، souls و lamenrted را دارد .

Archon : با نام واقعي lars haider در سال 2000 براي گروه گيتار زده و سابقه فعاليت در گروههاي enslavement ، malificum ، noctuneral را دارد .

Tjodalv : با نام واقعي keneth akesson از سال 1993 تا 1999 در گروه درام زده و سابقه فعاليت در گروههاي old mans child و susperia را دارد .

Astennu : با نام واقعي jammie stirson از سال 1997 تا 2000 در گروه گيتار زده و سابقه همکاري با گروههاي kovenant ، lord kaos و carpe tenebrum را دارد .

Nagash : با نام واقعي stain arnesen از سال 1997 تا 1999 در گروه گيتار زده و سابقه همکاري با گروههاي carpe tenebrum ، kovenant و troll را دارد .

Jens peter : از سال 1996 تا 1997 گيتاريست گروه بوده و سابقه همکاري با گروه خاصي را ندارد .

Brynjard Tristan : از سال 1993 تا 1996 بيسيست گروه بوده و سابقه همکاري با old mans child و mortician را دارد .

Stain aarastad : از سال 1993 تا 1997 براي گروه کي برد و پيانو مي زده و سابقه همکاري با گروه enthrall را دارد .

Kimberly goss : female کي برديست معروفي که سابقه همکاري با گروههاي children of bodom ، therion ، ancient و synergy را دارد . او در تور سال 1997 گروه براي گروه کي برد زده .

Aggressor : با نام واقعي carl Michael eide در تور سال 1997 درامر گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي ved bunes ende ، Inferno ، satyricon و ulver را دارد .

Lord aldrahn : در آلبوم for all tid بک وکال گروه بوده و سابقه همکاري با old mans child و zyklon B

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 13:6  توسط بهمن قربانی  | 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد/ نمیخواهم بدانم کوزه گر/ از خاک اندامم چه خواهد ساخت/ ولی بسیار مشتاقم/ که از خاک گلویم سوتکی سازد/ گلویم سوتکی باشد/ به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش/ و او یکریز و پی در پی/ دم گرم خودش را/ در گلویم سخت بفشارد/ و خواب خفتگان خفته را/ هر دم آشفته تر سازد/ بدین سان بشکند دائم/ سکوت مرگبارم را
(دکتر علی شریعتی)

چند ماه پیش بود که با سایت ایران اهدا آشنا شدم .

امروز ما در جامعه ای زندگی می کنیم که هزاران بیمار محتاج عضو پیوندی با رنج بسیار در انتظار دریافت عضو پیوندی، روزهای عمر خود را سپری می کنند و هر روز نیز بر تعداد این بیماران افزوده می گردد و بعلت کمبود اعضای اهدایی ، متاسفانه درصد زیادی از این بیماران در لیستهای انتظار فوت می کند. این در حالی است که همه روزه با مواردی از مرگ مغزی در بیمارستانهای سراسر کشور مواجه می شویم که یک مرگ غیرقابل برگشت می باشد و با نگهداری قلب و تنفس بیمار با دستگاه، سیستم درمانی متحمل هزینه های اضافی می شود و خانواده بیمار گرفتار مشکلات عدیده می گردد، در حالیکه اعضای بدن این بیماران می تواند باعث نجات جان بیماران زیادی گردد.

براساس یک مطالعه که در سال ۱۳۷۹ انجام گرفت علیرغم تمایل و کشش مثبتی که افراد جامعه ما به این موضوع دارند بدلیل  متناسب نبودن نگرش آنها با میزان آگاهی در رابطه با اهداﺀ عضو و پیوند در ایران، نمی توان مطمئن بود که خانواده ها در لحظه بروز حادثه بتوانند تصمیم درستی بگیرند.

سایت ایران اهداایران اهدا به عنوان مبتکر طرح ثبت نام داوطلبانه اهدا اعضا از طریق اینترنت با این هدف راه اندازی شده است .

iran-ehda

روند ِ ثبت نام و دریافت ِ کارت اهدای عضور بسیار ساده است و تنها چند دقیقه زمان لازم است تا یک فرم ساده را به صورت آنلاین تکمیل و ارسال کنید .

اگر شما هم مایل به ثبت نام در این امر خداپسندانه هستید کافی است برای ثبت نام به اینجا مراجعه کنید. پس از تکمیل و تایید آن کافی است کمی منتظر بمانید تا حدودا ۲ الی ۳ هفته بعد کارت اهداء عضو را از طریق پست در آدرس محل سکونت خود دریافت کنید .

وقتی به جمله‌ی «مایلم اعضای بدنم را در زمان مرگم اهداء کنم، باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم، نجات بخش زندگی دیگری باشد» روی کارت نگاه میکنم یه حس آرامشی پیدا می‌کنم. میدونم اگه تمام عمرم رو بیهوده زندگی کردم شاید بتونم بعد از مرگم کمی مفید باشم. میدونم شاید خدا خواست ویکی از اعضای بدنم در این جهان فانی نقشی از من برجای بگذاره، سهمی از زندگی  کسی باشه و یادی از زندگی گذشته ام.

» ورود به سایت ایران اهدا

» فرم ثبت نام کارت اهدای عضو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 20:29  توسط بهمن قربانی  | 

شيطان پرستي فرقه اي نوظهور است که سرمايه داران يهود و آمريکايي از آن حمايت مي کنند و استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسي، کار روزانه اين عده تلقي مي گردد. www.mohakeme.com
فراماسون‌ها احياکننده جادوگري و شيطان‌پرستي در قاره اروپا در قرن شانزدهم ميلادي هستند.

 گسترش سريع جادوگري و شيطان‌پرستي در اروپا در آن دوران مخصوصاً در بين زنان سبب شد تا در قرن شانزدهم و هفدهم ميلادي در اروپا در جنبش پاکسازي جادوگري و شيطان‌پرستي بيش از شصت هزار نفر از جادوگران که اکثر آنها زن بودند، اعدام شوند!

در اوائل قرن نوزدهم بعضي از اشراف انگلستان ـ که عضو گروه فراماسونري (Ordo Temple Orientis) بودند ـ به رهبري سرفرانسيس داشود، گروه شيطان‌پرستان به نام باشگاه آتش جهنم را در شهر لندن تأسيس نمودند و از اوائل قرن نوزدهم شهر لندن، مرکز شيطان‌پرستان در اروپا شد.

استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسي، فعاليت اصلي اين گروه‌هاي شيطان‌پرست را تشکيل مي‌داد. در دهه 1960 م شيطان‌پرستي توسط سرمايه‌ داران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطان‌پرست در انگلستان و ايالات متحده آمريکا به وجود آمد که معروف‌ترين آنها تشکيل «کليساي شيطان» در شهر سان‌فرانسيسکو مي‌باشد.

ظهور فرقه هاي جديد طي قرون اخير به باور برخي بروز خلاقيت عنوان مي شود اما خلاقيتي شيطاني. ظهور و بروز گروه ها و فرقه هاي جديدالتاسيس در غرب را شايد بتوان معلول بسياري از علت هاي نهفته در بي فرهنگي، لاقيدي و بي توجهي به نظام و ماهيت خانواده اصيل و اقتدار گرا دانست که صدور آن به ديگر ممالک به ويژه سرزمين هاي شرق دور از هدف نيست.

همانگونه که رپ(Rap) و هوي متال( Heavymetal ) نيز با هجوم فرهنگي از مرز آب ها فراتر رفت و با موج هاي سرکش تسخير فرهنگي به خاور رسيد و کم و بيش طرفداراني هم جذب کرد. رپ از اصلي ترين سبک هاي موسيقي است که در آن از رکيک ترين الفاظ استفاده مي شود و شنونده را به پرخاشگري، خشونت، وحشت، بي نظمي، مرگ، درد، سرعت و وهم دعوت مي کند و هوي متال نيز ماهيتي جز اين ندارد.

مدخل جهنم با پيشينه اي هزار ساله!
شيطان پرستي يکي از فرقه هايي است که برخي به آن پيشينه هزاران ساله مي‌دهند و دليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش و يا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر مي‌دانند.

شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي کند که هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريک مي‌گويند. شيطان پرستان حقيقتي را جستجو مي کند که در اين جهان يافت نمي شود. خود کشي توجيهي اينگونه دارد که اگر از آنها بپرسي چرا خودت را مي کشي؟ پاسخ خواهند داد: مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. با اين همه عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.

برخي کشورها در استقبال چشمگير از اين گروه ها پيشتاز بودند به طوري که در کنار خودکشي دسته جمعي پيروان داويد کوروس در آمريکا که خودسوزي دسته جمعي کردند، کشتن مسافران مترو در ژاپن نيز از جمله اعمال افراطي گروه هاي شيطان پرست مي باشد. به خصوص که اين فرقه ها اغلب در کشورهاي صنعتي که آدم ها خود را تنها احساس مي کنند بروز و ظهور شديد مي يابد؛ مثل ژاپن و آمريکا.

البته شدت عمل اين افراد هم بستگي به شدت اعتقادات اين افراد به روح شيطاني شيطان پرستان دارد و رهبر گروهي که به آن مي پيوندند. انواع خفيف تر جرم اين افراد و مظالمشان را مي توان به قرباني کردن کودکان عنوان کرد و خفيفتر از آن را در قالب گروههاي موسيقي که به دنيا فحش و ناسزا مي دهند و با افتخار مي گويند ما شيطان پرست هستيم دانست.

فرقه هاي قديمي شيطان پرستي جريان خود را ديني بر مي شمارند و داراي آيين هاي اعتقادي مختص خود مي باشند اما فرقه‌هاي نوظهور شيطان پرستي را نمي‌توان يک فرقه ديني و عقيدتي برشمرد چرا که حتي فرقه ها و آيين هاي دست ساخت بشر هرگز به معرفي آيين خود با انجام اعمال غيرانساني و وحشي گري تمايلي ندارند. در حالي که شيطان پرستان نوظهور به منظور افزايش توحش گروه به استعمال مواد تخديري و متعاقب آن انجام برخي اعمال غير انساني نيز مي پردازند.

اجنه در تسخير شياطين
همانطور که از گوشه و کنار اخباري از فعاليت اين گروه ها در سراسر جهان به گوش مي رسد، شيطان پرستان داراي مجموعه اي از اعتقادات هستند که در کتاب انجيل شيطاني آمده است.

انجيل شيطاني کتابيست که شيطان پرستان از آن براي عبادات خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده مي کنند. اين کتاب شامل کلمات عبري و يوناني و انگليسي، شامل اسامي شيطان و دعوت از او براي قدرت دادن به شيطان پرستان است. در اين کتاب بسياري از دعاهاي آن برخلاف دعاهاي مسيحيت و انجيل و همچنين بسياري از شعائر آن براي قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است.

کليساي شيطان پرستي در قرون وسطا به عنوان مکاني براي انجام مراسم شيطان پرستي استفاده مي شد و جايي بود که در آن تنها و تنها محل قرارهاي شيطان پرستان قديمي و انجام مراسم خود در آن بود.

اما امروزه کليساي شيطان پرستي محلي است براي عبادت شيطان پرستان که اکثرا به صورت زير زميني به کار خود ادامه مي دهند و در شيطان پرستي جديد اين مکان به نام کليساي شيطان براي انجام مراسم ارضاي جنسي مورد استفاده قرار مي گرفت که اکنون محلي است براي انجام اکثر مراسم شيطان پرستي جديد!

کليساي شيطان در 30 آوريل 1966 توسط آنتون لاوي تاسيس شد. پس از مرگش اداره آن به همسرش بلانش بارتون رسيد و در حال حاضر نيز توسط يکي از اعضاي قديمي آن يعني پيتر گيلمور اداره مي شود.

اين کليسا تنها مکاني‌ است که بر اساس قوانين آن، با استفاده از کمک هاي مالي دولتها برقرار نيست بلکه اعضاي آن براي ورود به آن بايد پول بپردازند در ضمن کودکان نيز تا زماني که توانايي درک فلسفه آنها را پيدا نکرده اند اجازه ورود به آنجا را ندارند. در ضمن ورود افراد غيرشيطان پرست به آنجا بدون ايراد عنوان مي شود.

در شيطان پرستي، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکي و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح هاي! پليد و شيطاني نيز براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي‌شود و در نهايت معناي شيطان پرستي، پرستش قدرت پليدي است.

به طور کلي دو تعريف براي گروه‌هاي شيطان پرستي در نظر افراد وجود دارد. تعريف اول: هر گروهي که شيطان را که عاري از مفاهيم غيرطبيعي مربوط به پليدي و زشتي است، به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند که معمولاً از آن به عنوان الهه سياه نيز ياد مي‌کنند و آن را منتسب به طبيعت «حقيقي» انسان(!) مي‌نامند.

تعريف دومي نيز بر شيطان پرستي حاکم است و مبتني بر اين مساله است: گروه‌هايي که از دين مسيحيت تبعيت نکرده و يا عيسي را با خصوصياتي که در دين مسيح تعريف شده است، قبول ندارند. اين تعريف معمولاً توسط بنيادگرايان مسيحي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و بر مبناي اين تعريف بسياري از گروه‌ها را شيطان پرست مي‌نامند.

گورگومورو يا گوگوري مگوري هاي شيطاني!
جهت آشنايي با افکار شيطاني اين گروه ها بي مناسبت نيست نگاهي اجمالي به آرا و علامت هاي اين گروه داشته باشيم.
«کتاب لوسيفر»، «کتاب بليل Book of Belial » و «کتاب لويتان Book of Leviathan» که هر کدام در فصل اول، احکام 9 گانه شيطان پرستي را به قرار ذيل برشمرده اند.

1. شيطان به جاي رياضت نماينده افراط است.
2. شيطان به جاي اينکه نماياننده توهم هاي معنوي باشد نماينده زندگي مادي است. (همه مسائل و تجارب غيرمادي و معنوي از ديد آنها توهم و دروغ و تظاهر خوانده مي شود.)
3. شيطان نشان دهنده عقل پاک است به جاي خودفريبي متظاهرانه.
4. شيطان نشانه عشق به افرادي است که لياقتش را دارند نه هدر دادن آن براي افراد نمک نشناس. ( درست بعکس مسيحيت و ساير اديان که عشق به انسانها را به انسانها را آموزش مي دهد)
5. شيطان به ما انتقام جويي را به جاي برگرداندن طرف ديگر صورت نشان مي دهد. (درست برخلاف کلام حضرت عيسي(ع)، در اسلام نيز در برابر ظلم سکوت نمي کند اما پاسخ يک سيلي را فقط يک سيلي مي داند و بس!)
6. شيطان به ما مسئوليت در برابر مسئول را به جاي مسئوليت در برابر موجودات ترسناک خيالي را مي آموزد. (يعني اعتقاد به معاد و بهشت و جهنم را تنها عامل انسانيت افراد با ايمان مي داند و همچنين خود را فقط در برابر کسي مسئول مي داند که در برابرش مسئوليت دارد نه ساير افرادي که ممکن است درگير عملي شوند که او انجام مي دهد(!!))
7. شيطان مي گويد که انسان حيوان ديگري است، گاه برتر و اکثر مواقع به دليل «روح خدايي و پيشرفت ذهني اش که از او بدطينت ترين حيوان را ساخته است» پست تر است.
8. شيطان آنچه را که گناه مي نامند را عواملي براي ارضاي نيازهاي فيزيکي، حسي و ذهني مي داند.(يعني گناهان را براي ارضاء نيازهاي انساني لازم(!) مي داند.)
9. شيطان بهترين دوست کليساست زيرا آن را سالها مشغول کرده.(!)

بخوانيد و آمين ...
بد نيست با هم برخي بخش هاي اين کتاب را به صورت گزيده مرور کنيم:
«به نام خداي بزرگ ما؛ شيطان؛ به شما فرمان مي دهم که از دنياي سياه بيرون آييد. به نام چهار شهريار سياه جهنم؛ پيش آييد. شيطان؛ جام باده لذت را بردار. اين جام پر از اکسير زندگي است؛ و آنرا با نيروي جادوي سياه انباشته کن. اين نيرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامي آن است. آمين...(!!)»

و يا در بخشي ديگر از اين کتاب آمده است:
«اي دوست و همدم شب؛ تو از صداي سگ ها و ريختن خون شاد مي شوي؛ تو در ميان سايه هاي قبور مي گردي؛ تو تشنه خون هستي و بشر را تهديد مي کني گور گومورو؛ ماه هزار چهره؛ به قربانيان ما با نظر مساعد بنگر. دروازه هاي جهنم را بگشا و بيرون بيا ... .»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 12:3  توسط بهمن قربانی  | 

این مراحل از منابع خود شیطان پرستان استخراج شده است:
" كسب قدرت تاريكي براي شيطان پرستي / به دست آوردن نيرو هاي نهفته در تاريكي ، كسب قدرتي است دروني و بي پايان انرژي عظيمي كه اين امكان را به شما ميدهد روح خود را ارتقا بخشيد و كمبودهايش را با قدرت جايگزين كنيد . نكته ي مهم در برگزاري اين مراسم اين است كه هرگز نبايد به نتيجه بدگمان باشيد . خالصانه به نيروي روح خود و روح تاريكي ايمان داشته باشيد. آنچه باقي ميماند آرامش و دوري از افكاره بيهوده است كه بايد در خود ايجاد كنيد .

* مقدمات

www.666dw.33.ir

محراب :
مقابل ديوار غربي قرار گرفته پارچه سياهي به روي آن كشيده مي‌شود . بالاي سر محراب ( روي ديوار) ستاره 5 پر وارونه نصب كن . روي محراب 2 شمع سياه روي پايه ، خنجر مخصوص مراسم ، جمجمه انسان ، يك زنگ ، يك آتشدان و يك جام بگذار / براي نور بيشتر ميتوان از شمع هاي سياه در گوشه‌هاي اتاق استفاده كرد / مي‌توانيد از جمجمه انسان ساخته شده از مواد مصنوعي نيز استفاده كنيد .
خون :
جام را با مايعي به رنگ قرمز پر كن .ماهيت مايع اهميتي ندارد زيرا كه اين مايع نماد خون قرباني‌ست .

آتش :
آتشدان را درست در مركز محراب قرار ده .

پوشش :
تماماً سياه همراه با ستاره 5 پر وارونه آويخته بر گردن .

آداب مراسم :
به ترتيب ذيل زنگ را به صدا درآور : شش بار در جهت جنوب ، شش بار در جهت شرق ، شش بار در جهت شمال .حال خنجر را بدست گير به سمت پنتاگرام وارونه نشانه برو و با لحني دعايي نيايش كن :
بنام شيطان بزرگ و افتخار او ، لوسيفر من نيروهاي تاريكي و قدرت شيطان را به درون فرا مي خوانم .
با خنجر پنتاگرام وارونه‌يي در هوا رسم كن و آتش را بي‌افروز ، نيايش را ادامه بده : آتش سياه برافروخته و درهاي تاريكي بر پاشنه خود چرخيده اند . روح سياه و شيطاني كاين ظاهر شده ، كسي كه از دوردست مي آيد تا خواست خود را بر فراز هستي بنا كند .بر حذر باش از گمراهي انسان كه همواره همراه اوست از ابتدا تا نهايت . نظاره كن . اين منم خداي ديروز ، امروز و فرداها . نگهبان زمان و ابديت .بي مانند .غرق در دانايي . بي همتا در توانايي .عناصر را بخوان تا مرا خدمت كنند و نيروهاي طبيعت را امر كن تا تجلي آمال من شوند .بپاخيز من تو رامي خوانم . دوباره خنجر را به سمت پنتاگرام وارونه نشانه برو و ادامه بده : كاين ، شيطان ، من قله‌ها را تصرف كرده‌ام . قدرت تاريكي در دستان من است . اكنون من در قالب تو خواسته‌هاي شيطاني‌ام را تجلي مي بخشم ؛ پندار مرا با شكوه و عظمت باستاني تسخير كن . مرا در لايه هاي نامريي و رمز‌آلودش تنها گزار . جام را در مقابل پنتاگرام وارونه بالا ببر ( بمنظور پيشكش ) و انگشت اشاره دست راست را درون ظرف ببر . انگشت را از ظرف خارج كرده ، دور لبه جام بگردان (در جهت گردش عقربه‌هاي ساعت) و همزمان بخوان : من از اين جام مي نوشم .من از زندگي مي نوشم . قدرتهاي نهفته در تاريكي مرا در بر گيريد .
جام را يك نفس تا انتها بنوش و ادامه بده : همراه با برترين نيروهاي شيطاني و عميق‌ترين قدرتهاي تاريكي به جهان ماده باز مي گردم تا شبي ديگر را تسخير كنم . آتش را خاموش كن ، زنگ را در خلاف جهت ابتدايي به صدا در آور، شمع‌ها را خاموش كن .

* اعمال و زمان شيطان پرستي :

زمان شيطان پرستي در زمانهاي بسيار قديم و قرون اوليه آدمي در چندين زمان انجام مي‌گرفت : اولين زمان هنگام كسوف و خسوف بود ؛ بر اين تصور كه شيطان و خداي تاريكي از انسانها عصباني هستند و منتظر هديه خود و اگر براي آنها قرباني انجام نمي‌گرفت خداي تاريكي و شيطان تمام انسانها را قتل عام ميكردند لذا براي آرامش شيطان قرباني كردن انسان انجام مي‌شد . اين مراسم به خصوص در قبايل آمريكاي جنوبي بسيار فراوان ديده شده است به گونه اي كه اكتشافات به دست آمده وجود اين قرباني كردن‌ها را تصديق ميكند و اتاقهاي مخصوص قرباني كردن نيز به شيوه‌اي خاص بنا شده بود و تزئينات خاص خود را داشت . البته قرباني كردن انسان در زمانهاي ديگر نيز انجام ميشد كه اكنون قرباني كردن انسان در دوره كنوني در يك شب كاملا تاريك انجام مي‌شود .اعمال مراسم شيطان پرستي نيز بسيار زياد است و به ذكر چند مورد بسنده مي كنم.مهمترين اعمال آنها اعمالي است كه هميشه انجام مي‌دهند و در آن به انجام امور جنسي مي‌پردازند و همچنين از شيطان براي پيشبرد اهداف حاضرين كمك ميخواهند و اگر كسي مشكلي داشته باشد براي حل مشكل وي دعا مي شود. مراسم بعدي ؛ مراسم عضويت يك عضو جديد به اين هيئت و مجموعه است كه اين كار توسط كشيش كليساي شيطان و يا همسر وي ( بستگي به مذكر يا مونث بودن عضو جديد دارد ) انجام مي‌شود .

* مراسم قرباني كردن :

در شيطان پرستي جديد قرباني كردن مفهومي ندارد اما براي آنان كه هنوز پيرو شيطان پرستي قديمي و قرون وسطايي هستند اين كار در شبي تاريك انجام مي‌شود . قرباني توسط آب مقدس غسل داده مي‌شود و بر روي محراب خوابانده مي‌شود . البته اصولاً قرباني‌ها قبل از انجام مراسم بيهوش مي‌شوند . و در كاملترين مراسم قرباني كردن براي شيطان ؛ قرباني پس از كشته شدن و نوشيدن خون وي توسط آتش سوزانده مي‌شود . در اين مراسم خواندن اوراد مخصوصي به زباني كاملا بي معني و گاها عبري انجام مي‌گيرد .
مراسم معروف نماز سياه يا نماز جماعت سياه :
شايد معروفترين مراسم آنان باشد . اين مراسم در كليساي شيطان پرستي انجام مي‌شود و دقيقا همان مراسم عشاي رباني مسيحيت است با اين تفاوت كه تمام كارها برعكس انجام مي‌شود و البته كارهايي نيز در آن مراسم انجام مي‌گيرد كه از ذكر آنها خودداري مي‌كنم .

مراسم پيوستن عضو جديد :

در مراسم پيوستن عضو جديد به شيطان پرستان كه البته همچنين عملي در جادوگري نيز وجود دارد بوسه مقدس است . اين بوسه توسط همسر يا خود كشيش به بدن شخص عضو شونده زده مي‌شود

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:3  توسط بهمن قربانی  | 

به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛
تعریف اول: هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان می‌نامند.
تعریف دوم: گروه‌هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریفمعمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای اینتعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست می‌نامند.
در دهه هاي اخير، گسترش فرقه هاي شيطان پرستي در دنيا با رشد خيره کننده اي همراه بوده است. به خصوص که اين فرقه از ابزارهاي نوين براي گسترش و فعاليت خود بهره بردهاست. در اين بررسي سعي شده است بيشتر جنبه هايي که در تحقيقات مختلف براين پديده، مغفول مانده است مورد بررسي قرار گيرد. فرقه هاي شيطان پرستيهم مانند هر پديده اجتماعي ديگر از اين قاعده مستثني نيست. در تاريخچه اين گروه ها تحولات نسبتا گسترده اي مشاهده مي شود که پيش از ورود به بحث، مختصرا به آن اشاره مي شود:
وجود شيطان همواره در آيين هاي الهي و اديان ابراهيمي، به عنوان موجودي شرور، که انسان ها را به گناه سوق ميدهد، مطرح بوده است. البته نظرات اين اديان درباره ماهيت و وجود شيطان،نظري سمبليک و نمادين نيست؛ بلکه شيطان همواره موجودي واقعي و داراي قدرتهاي اهريمني است.
زمينه قدرت هاي شيطان بايد يادآور شد که از نظر اديان الهي، قدرت شيطان، قدرت بي نهايت و قدرت مطلق نيست؛ بلکه طبق عقائدتحريف نشده دين الهي، قدرت شيطان، محدود و به واسطه انتخاب ناصواب خودانسان پديد مي آيد. چه اينکه شيطان بر مومنان راستين، تسلط و نفوذي ندارد.
وقتي تعاليم انبيا دچار تحريف مي شود و با خرافات آميخته مي شود،زمينه تفويض قدرت نامحدود به شيطان فراهم مي شود. اما اگر حتي شيطان راداراي قدرت فراوان در نظر بگيريم، چه عاملي باعث پرستش شيطان و فرار ازحريم امن الهي و پناهندگي به شيطان مي شود؟ بگونه اي که افرادي خود راتابع شيطان معرفي مي کنند و از نيروهاي او براي زندگي مدد مي گيرند!
گرايش به شيطان و تبعيت از او، با انجام يک سري از اعمال خاص، از قرون وسطي مطرح بوده است. اما بايد يادآور شد که خواستگاه فرقه هاي شيطان پرستي، آن هم با وضعيت کنوني اين فرقه ها، ريشه در غرب دارد. پيروان اين گروه ها در گذشته با اعمالي مانند قرباني کردن انسان ها، قصد جلب رضايت شيطان و کسب قدرت هاي اهريمني او را داشتند. اما گروه هايي که امروز با عنوان شيطان پرست معروفند، به اين اقدامات دست نمي زنند و مجازات ها و پيگردهاي قانوني، در تغيير اين مناسک، نقش بسزايي داشته است، اما کماکان اين سنت ها با شکل و شمايل ديگر مانند قرباني کردن حيوانات به جاي انسان، به چشم مي خورد.
شيطان پرستان مدرن همزمان با تغيير اصول شيطان پرستي و به مقارن آن کاهش نفوذ و قدرت کليسا و موج دين ستيزي در دوران مدرنيته که در غرب ايجاد شد، بار ديگر در نيمه دوم قرن بيستم ميلادي، اصول خود را توسط شخصي به نام "لاوي" تدوين کردند و با بهره گيري از ابزارهاي نوين اطلاع رساني، به سرعت رشد کردند. البته اين بار به مقتضاي تحول عمومي جامعه از اقدامات خشونت بار اين فرقه ها مانند دريدن اعضاي انسان و...خبري نبود و شعارهاي زيبايي ماندعدم آزار رساندن به کودکان، پرهيز از اذيت کردن حيوانات نيز ديده مي شد اما در مقايسه با شيطان پرستي دوره هاي قبل، اصولي وارد اين فرقه جديد شد که تا حد زيادي متاثر از فضاي مدرنيته حاکم در غرب بوده است.
در شيطان پرستي قرون وسطي نوعي اعتراض شديد به کليساي کاتوليک و حاکميت آموزه هاي تحريفي آن به چشم مي خورد. لذا "آنتي کريس" يا مبارزه با تعاليم حضرت عيسي و به تبع مبارزه با هنجارهاي کليساي کاتوليک، فراوان به چشم مي خورد. اما در شيطان پرسي جديد چه مولفه هايي وجود دارد؟
موج جديد شيطان پرستي کماکان همان ضديت را با فضاي کليسا دارد ولي به فراخور کم رنگ شدن نقش کليسا و دين در اروپا، اندکي از اين عناد کاسته شده است اما مولفه هاي جديد وارد اين گروه شده است. يکي از بارزترين اين اصول، انسان محوري يااومانيسم است که محصول نامبارک عصر مدرنيته است. تفکري که ماوراالطبيعه وحيات اخروي را منکر است و تمام هست و نيست را در همين حيانت مادي مي داند.
اساسا مفهومي به نام توحيد و خداي واحد، در اين فرقه مورد انکار است. مفهوم پرستش در اين فرقه، متفاوت است با مفهوم پرستش در اديان الهي؛ زيراحتي ممکن است شيطان مورد پرستش اصطلاحي قرار نگيرد، بلکه نوعي اعتماد ومدد جستن از نيرويي داراي قدرت مافوق بشري، به همراه انجام اموري، بهعبادت و پرستش تعبير شود و تلاش پيروان اين فرقه اين است که با انجام اينامور، داراي قدرت اهريمني بيشتري شوند تا از اين زندگي مادي، تا حد امکاندر راه لذت بردن از آن، بهره مند شوند.
اين تفکر سلطه طلبانه و دنيا جو، بازتاب همان تفکر اومانيستي و انسان محوري حاکم و رايج در غرب است کهانسان و تمايلات نفساني او را در راس و محور همه شئون فردي و اجتماعي قرار مي دهد و تمام جزئيات زندگي را بر اساس رسيدن به همين خواسته ها استوار مي سازد.
در اينجا ممکن است اين سئوال مطرح شود که "اگر نظام حاکم برتفکر غربي اين چنين است و ارزش هاي انسان را انکار مي کند، پس شيطانپرستان به دنبال رسيدن به چه امري هستند؟" زيرا علي الظاهر تمام آنچه که شيطان پرستان به دنبال آن هستند، در فضاي حاکم بر جوامع غربي قابل دسترسي است. در جواب بايد گفت انسان هرقدر هم که ارزش هاي انساني را انکار کند و خود را در باتلاق شهوات و لذت هاي مادي غرق کند، باز نمي تواند از فرياد ها و نياز روح خسته خود براي پرستش موجودي برتر، فرار کند و بر اين تمايلات، سرپوش بگذارد.
اين انسان نمي تواند پوچي هاي زندگي خود را علي رغم لذت هاي مادي، منکر شود و ناديده بگيرد. روح انسان همواره احتياجبه پرستش موجودي برتر و فرا زميني دارد. دقيقا به خاطر اغنا کردن اينگرايش تعارض انسان مدرن، اين مکاتب که در آنها مفاهيمي مانند پرستش،عبادت، استمداد و کسب نيرو از موجودي ماورايي و ... ايجاد مي شوند.
روح انسان مدرن در چنين جامعه اي را نه تعاليم تحريف شده اغنا مي کند و نه رويگرداني از تعاليم الهي و نه فرو رفتن در تمايلات نفساني آرام. اين فضاي پارادوکسي موجب سرگشتي بشر امروز مي شود و چاره اي جز انجام اعمال حيواني براي او باقي نمي ماند. روح الهي انسان همواره به تعاليم ناب الهي احتياج دارد و اگر مضامين صحيح اين تعاليم براي او فراهم نشود، ناگزير است براي فرار و فراموشي اين موقعيت جانکاه، به مصرف مشروبات الکلي و مواد مخدر و هيجانات زودگذر يا روابط بي حد و حصر جنسي روي آورد که همه اين اقدامات سراب گونه، مانند نوشيدن آب شوري است که جز به تباهي و وخامت اوضاع نمي افزايد.
در چنين شرايطي، رهبران اين فرقه ها مخاطبان و پيروان خود رابه خودکشي تشويق مي کنند تا شايد راه نجاتي باشد از اين زندگي بي معنا. آري. اين سرخوردگي انسان مدرن، سوغات سلطه همين تفکر است.
با اين رويکرد، بار ديگر اهميت تعاليم نجات بخش اديان الهي، و در صدر آن دين مبين اسلام در معنا دهي به زندگي انسان، مشخص مي شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 0:12  توسط بهمن قربانی  | 

نکته ای که لازم است در ابتدای مقاله ذکر شود این است که: سعی کرده ام تا این مقاله کامل و جامع باشد. لذا اگر در خواندن هر یک از قسمتهای آن خسته شدید می توانید موقتا آن را رها کرده به مطالعه ی قسمت های بعدی بپردازید.  

پیشاپیش لازم است به خاطر حرف های کفر آمیزی که به ناچار و برای روشن شدن بیشتر موضوع در این مقالات طرح شده اند از خوانندگان گرامی عذر خواهی کنم .
« انما ذلکم الشیطان یخوف اولیاءه فلا تخافوهم وخافون ان کنتم مومنین »
« در واقع این شیطان است که دوستانش را می ترساند پس اگر ایمان دارید از آننترسید و از من پروا کنید.» (سوره مبارکه آل عمران آیه 175) امام صادقعلیه السلام می فرمایند: « العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس.»
« هرکس عالم به زمانش باشد مورد هجوم حوادث ناگوار قرار نمی گیرد.» با اینروایت امام معصوم علیه السلام مشخص می گردد که تا چه اندازه آگاهی نسبت به مسائل روز جامعه مهم و اساسی است. زیرا ممکن است انسان در گرداب مفاسد اجتماعی و انحرافات فکری و مکتبی گرفتار شده، و لی خود از آن غافل باشد. لذا باید تمامی حواس انسان متوجه این مطلب گردد که در جامعه امروزی مسلح به سلاح علم و بصیرت باشد تا مبادا قربانی امیال شوم طاغیان اعتقادی و فکری نشود. در این گذار یکی از معضلات فکری و مکتبی امروز جوامع که متأسفانه با سرعت سرسام آوری در جوامع شایع شده و جوامع اسلامی خصوصاًکشور عزیز ما ایران را نیز درنوردیده است، مکتب تغییر شکل داده Satanism / سیطنیسم (شیطان پرستی) است. غفلت از این موضوع زمانی اثرات خود را عیان می نماید که کودکان، نوجوانان، جوانان و حتی افراد مسن تر را نیز آلوده کردهو دیگر شاید برای جبران آن دیر شده باشد. بنابراین باید اقدام پیشگیرانهصورت پذیرد. هر چند که اکنون نیز زمان بسیاری را از دست داده ایم. زیراآثار شوم این مکتب پلید هم اکنون پدیدار شده و حتی بسیاری از دستگاههایفرهنگی کشور را نیز آلوده کرده است. مطالعه این مجموعه شما را با وضعیتکنونی جهان آشنا کرده و در صدد است چهره واقعی شیطان را در عصر حاضر نمایان ساخته و ابزار او را برای مقابله با انسان و انسانیت، معرفی کند. خوشبختانه همیشه شیطان با افراطی گری، ضعفهای خود را نمایان ساخته و هرانسان آگاه و با بصیرت، می تواند با آن به مقابله برخاسته و او را از صحنهزندگی خود خارج ساخته و نابود کند. چنانکه در زندگی ائمه معصومین علیهمالسلام می بینیم، شیطان با تمام تلاشی که انجام داد، نتوانست حتی کوچکترین خللی در زندگی این بزرگواران ایجاد کند. در احوالات امام سجاد علیه السلام می خوانیم، شخصی نزد حضرت رضا علیه السلام آمد و از ایشان درباره لقب سید الساجدین سوال کرد. حضرت رضا علیه السلام فرمودند: روزی جدم حضرت سجادعلیه السلام مشغول نماز بودند. ناگهان از گوشه ای مار عظیم الجثه ای بهسمت حضرت آمد و انگشتان پای ایشان را نیش زد. امام سجاد علیه السلامبرافروخته شد و مشخص بود که بسیار متألم شده اند، اما تغییری در اذکار وحالت امام علیه السلام مشاهده نشد. مار بسیار حضرت را آزار داد. ناگهانصاعقه ای از آسمان آمد و به مار اصابت کرد. آنگاه مار به حال اولیه خودباز گشت، که همان شیطان بود. کنار حضرت ایستاد و گفت: حقیقتاً که تو سرورعبادت کنندگان هستی. و چنین نامی شایسته شماست. آنگاه از نظرها ناپدیدشد.آری، او از به انحراف کشـاندن امام معصوم علیه السلام هم نا امید نبود. اما مقاومت امام عزیز را ببینید که چگونه شیطان را درمانده و مستأصل میکند و او را منکوب می نماید. لذا یکی از راههای مقابله با شیطان، اصرار بر عبادت و ذکر خداوند است. «کجاست طلب کننده جگرهای انبیاء. کجاست طلب کنندهخونهای بی گناه ریخته شده.» به امید روزی که در هیچ نقطه دنیا اثری ازپلیدی یافت نشود. به امید روزی که منکوب کننده شیطان رخ نماید و زمین ازلوس وجود شیطان و شیطان صفت پاک گردد. در این راستا آنچه که از حقیر بر میآید، دادن اطلاعاتی هر چند کم و ناقص در این باره است. شاید راهگشایمحققین و دردمندان جامعه بشری قرار گرفته و فکری به حال این معضـل پیـچیده اجتماعی و عقیدتی و فکری بشود. امید است با همکاری تمامی کسانی که درد دین و دنیای مردم را دارند و به فکر اصلاحات سازنده هستند، در این زمینه اقدام نموده و با مساعدت های فکری دست در دست هم به جهاد و مقابله با این پدیده برآییم. طی این مرحله بی همرهی خضر مکن / ظلمات است بترس از خطر گمراهی
اشتباه نکنید! شیطان پرستان به خدا اعتقاد دارند. فقط نمی خواهند او را بپرستند. حال اگر مجبور باشند به هر موجود پست دیگری تن داده و او را به عنوان معبود انتخاب کنند. از حیوانات و گیاهان و اشیاء طبیعی گرفته، تا آلت تناسلی و... همگی جزء معبودان بشر قرن بیست و یکم است. قرنی که به قرن اطلاعات معروف گشته، ولی از آگاهی بشر، جز خرافه و پوچی چیزی باقی نمانده است.
شیطان، نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:
- اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتردانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .
- اولین كسى كه در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.
- اولین كسى كه كه معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.
- اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاویداست و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود.
- اولین كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم .
شیطان اولین كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت
- اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید.
- اولین كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.
- اولین كسى كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.
- اولین كسى كه لواط كرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد. - اولین كسى كهدستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتشاندازند.
- اولین كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این كه موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.
- اولین كسى كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند.
- اولین كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
- اولین كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.
- اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.
- اولین كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد.
- اولین كسى كه براى زیبایى ، زلف گذاشت .
-اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.
- اولین كسى كه نقاشى كرد و چهره كشید.
- اولین كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.
- اولین كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.
- اولین كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فریاد كشید.
- اولین كسى كه به خدا كفر ورزید.
- اولین كسى كه گریه دروغى نمود.
- اولین كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.
- اولین كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت . روزگار عجیبی است؛ هر گوشه،در هر خیابان یا بین دوستان را که نگاه می‌کنی درباره این کلمه می‌شنوی؛به خصوص در بین کسانی که ادعای متال‌بازی و گوش دادن به موسیقی متال بهخصوص سبک بلک‌متال را یدک می‌کشند. چیزی که الان در جامعه مشاهده می‌شودباب شدن شیطان پرستی و انداختن "پنتاگرام" در گردن است. بلک‌متال Darkthrone ، مریلین مانسن ، نیروانا ، آنتون لاوی، کلیسای شیطان ، satanic bible ، آدم خواری ، skull-n-bone .... احتمالا حداقل یکی از این کلمات تاکنون شنیده‌اید، آدمهای عجیبی را هم دیده‌اید که خودشان را طرفدار این نام‌ها و گروه‌ها می‌دانند! موسیقی‌های آنها را گوش می‌دهند، گاه‌گاه لباس‌های عجیب غریب می‌پوشند، علامت‌های خاصی بین خودشان دارند و به قولخودشان "تیریپ خفن می‌زنن!"
از اینها که بگذریم حتما زیاد هم شنیده‌اید که در فلان کشور یک عده‌شیطان پرست یک آدم را تکه‌تکه کردند یاخوردند یا فلان جنایت را انجام دادند. لذا بر آن شدیم تا در موردشیطان‌پرستی و شیطان‌پرستان تحقیقی اجمالی به عمل آوریم.
شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قویتر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خدا است. در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین، قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ برشمرده می‌شود را قانونمند می‌کند. در شیطان پرستی، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.
به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 16:47  توسط بهمن قربانی  | 

سران يهودي دنيا عزم جدي بر نابودي هر عقيده اي دارند، آنان تمامي اصول و تئوريها را بهم مي ريزند، نظامها و حاكميت ها را لرزان مي سازند، خانواده ها را ويران و نقش مديريتي پدرها و مادرها را لگدمالwww.mohakeme.com مي كنند.

آنان تصميم گرفته اند كه به هيچ كس اجازه اظهار وجود ندهند، رسما اعلام مي كنند همه بايد تحت اداره يهود باشند، همه بايد به شنيدن صداي آنان عادت كنند. همه چيز را آنگونه كه خود مي پسندند، مي خواهند.

جوانان را در دنيايي از خيالات و اوهام شاعرانه گرفتار مي سازند و به وقت استيصال و سر خوردگي لحظه اي كه جوان به هر چيزي چنگ مي زند تا خود را از مهلكه نجات دهد، مذهب جعلي اي كه سران يهودي از پيش طراحي كرده اند در اختيار او مي گزارند.

بر اين اساس مي گوييم :

1. شيطان پرستي مذهبي است ساختگي كه توسط سران يهودي اي كه مديريت افكار و انديشه ها را در انحصار خود مي پندارند بوجود آمده است. يهود با صرف مبالغ هنگفت و با خدمت گرفتن هنرپيشگان، خوانندگان، نوازندگان، انتشار سي دي هاي آموزشي، مجلات، روزنامه ها و كاباره ها... در صدد پر كردن خلاء روحي و معنوي جوانان غرب و به تبع جوانان شرق برآمده است. تا جايي كه بگفته رئيس بيمارستان نوجوانان نيويورك، شيطان پرستي يكي از شايع ترين تهديداتي است كه در مقابل بچه هاي امروز قرار گرفته است.

پر واضح است وقتي كليسا نتواند در مقابل خواسته هاي معنوي جوانان الگوي مناسبي ارائه دهد، آناني كه خود را گرگ مي خوانند هدايت گله هاي گوسفند را بعهده خواهند گرفت. و كيست كه متوجه استخوانهاي شكسته كليسا نشده باشد.

رئيس بخش تحقيقات سري پليس ايالات متحده مي گويد : مي توانيد مرگ را در بيشتر كليسا ها لمس كنيد، چيزي براي ادامه حيات وجود ندارد.

2.شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك نيز ميگويند.

3.شيطان پرستي آنگونه كه خود مي گويد حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود. خود كشي كه از موارد رايج اين آيين است، توجيهي اينگونه دارد : اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟ مي گويد مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد.

پيامبر عزيز اسلام (ص) عبارتي دارد كه مي فرمايند : در آخر الزمان، دنباله روها از نابخردان پيروي مي كنند.

مذهب سازان عصر جديد بسيار زيرك هستند. آنان به اين حقيقت رسيده اند كه هميشه گروهي در دنيا وجود دارند كه از هيچ گونه استقلال فكري برخوردار نيستند و متاسفانه اين گروه كمتر به خردمندان تمايل دارند، بلكه ميل بيشترشان به كساني است كه هوي و هوس را سر لوحه كار خود قرار داده اند. پروتكل هاي دانشوران يهود به صراحت به تربيت و آموزش افراد اشاره دارد، مي گويد : تا زماني كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره هاي تربيتي ما دوباره تربيت نشوند، نمي توانيم برنامه هايمان را در اين گونه جوامع مطابق با روشي كلي و يكسان پياده كنيم. اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز كنيم مي توانيم در كمتر از يك دهه منش و خلق و خوي سر سخت ترين افراد را تغيير داده و آنها را مانند افرادي كه از پيش مطيع ساخته ايم به زير سلطه خويش در آوريم.

4. به شيطان پرست تفهيم مي كنند كه دنياي شيطان پرستي زندگي در ميان لجن است و هيچ وقت نمي شود در لجن زندگي كرد و به لجن آلوده نشد و هيچ چاره اي براي پاك شدن نيست جر مردن و رهايي از اين دنيا.

5. به شيطان پرست مي فهمانند زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل گرفته است، همه عادت كرده اند دروغ بگويند، لذا اگر حرف راست هم بزنيد كسي آن را باور نمي كند.

6. شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه مي دهد. آدم شيطان پرست عمر شب را بلند مي داند. او حتي خورشيد را مانع از تابش نور مي پندارد. آنان همه چيز را منفي مي خواهند، اگر به باغ سيب بروند همه سيب ها را كال مي بينند و اگر به تئاتر بروند همه بازيگر ها را لال مي پندارند. به شيطان پرست مي گويند چشمهايت را باز كن، فقط ببين. مغزت را ببند، فكر نكن. نقش تو، نقش تماشا چي تئاتر در اين دنياست.

آدم وقتي در دام ابليس هايي كه طراح و مديران اجرايي احكام شيطان پرستي اند قرار مي گيرد، به مثابه مواد خامي خواهد بود كه هر شكلي را اراده كنند، از او مي سازند.

پروتكلهاي دانشوران صهيونيسم جهت دادن به فكر و انديشه مردم غير يهودي را به كمك سخن پردازي و تئوريهاي وسوسه انگيز، كار متخصصان و مديران يهودي مي داند.

آنان آنچنان به تبديل آدمها مي پردازند كه بسياري از افراد از اينكه موجود ديگري شده اند كه خودشان نيستند، خبر دار نمي شوند.

حتي آناني كه فكر مي كنند مدير و طراح و برنامه ريز حداقل بخشي از شيطان پرستها هستند، تنها عاملي ناچيز و بي مقدارند كه كوركورانه در خدمت ابليس بزرگ قرار گرفته اند.

7. راهي كه براي شيطان پرست ترسيم مي كنند معجوني است كه هر آدم گرفتاري را به وحشي گري و نفرت سوق مي دهد. اولا راه نيست، كوره راه است. مسيري است كه به هيچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام مي كنند ما به مقصد نمي رسيم. براي شيطان پرست تفهيم مي كنند جاده اي كه در آن قرار دارد پر از خط كشي هاي در هم و بر هم است. و او در يافتن راه خروج تا سر حد جنون و ديوانگي پيش مي رود و سر انجام مطمئن مي شود راه بازگشتي وجود ندارد.

8. احياء اخلاق مصيبت بار قوم لوط امروز از طريق گروههاي شيطان پرست و وابسطه به آن ترويج مي شود. پيشرفت هم جنس خواهي باور كردني نيست. حمايت مقامات ارشد كليساي انگليس، پارلمان اتحاديه اروپايي، انجمن اطلاعات جنسي و انجمن آموزش و پرورش ايالات متحده... ننگ آور است.

امروز ديگر صليب هاي وارونه، ستاره پنج پر، خفاش، صورتهاي نقاشي شده، ماسك هاي حيوانات درنده ي شاخ دار، برهنه پوشي... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد. مدتي پيش روزنامه هاي آمريكا نوشتند جمعي شيطان پرست دستگير شدند كه نوجوانان و حتي كودكان را وحشيانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تكه تكه مي كرده اند. استفاده افراطي از مشروبات الكلي، مواد مخدر، قرص هاي روان گردان و انرژي زا، استفاده و استعمال آلات مصنوعي، خوردن و آشاميدن ادرار و مدفوع... معجوني از بيماري هاي روحي، رواني و جسمي بخصوص بيماري هاي عفوني و ايدز را براي شيطان پرست ها به ارمغان آورده است. ايدز شايع ترين بيماري نزد شيطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگي شش هزار نفري كه روزانه مبتلا به اين درد بي درمان مي شوند انتقال از طريق تماس جنسي است.

9. توصيه اي كه شيطان پرست ها ناگزير به انجام آنند. شنيدن آهنگ هاي تند همراه با خشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد. آنان موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند. خود را بي خانماني بيابانگرد بپندارند كه از عشق و محبت متنفرند. آنان خوانندگان بسيار خشني، كه در صدايشان مي توان غرش حيوانات وحشي را شنيد، سمبل قدرت شيطان پرستي مي دانند. كه كمبود و نياز خود را با خشونت زياد رفع مي كنند. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيف هاي خوانندگان شيطان پرست ترويج و تبليغ مي شود. اكنون موسيقي بي ريشه جاز كه از موسيقي Yidish يهوديان گرفته شده در همه زواياي ذهن جوان آمريكايي و... رخنه كرده، به طوري كه مايكل جكسون يهودي را از تمام مقدسين كليسا بر تر مي دانند. روزي گروه بيتل ها از سر مزاح اعلام كرده بود كه از خدا نيز معروف تر است و امروز گروه هاي موسيقي شيطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند.

10. دوست جوان من بداند:

بنيانگزار فرقه شيطان پرستي يك يهودي از خاندان لوي به نام آنتوان لوي است و در كليساي شيطان آنتوان لوي، مناسك جنسي جايگاه خاصي دارد. همان رقص ها و كار هاي جنسي كه به وسيله فرانكسيست ها، به طور مخفي انجام مي شد، امروز از طريق گروه هاي شيطان پرست مثل متاليكا در سطح عموم رواج داده مي شود.

صنعت سكس و بازرگاني تن كه در رديف سود آورترين تجارت هاي جهان است به همراه صنايع مشروب سازي، قاچاق مواد مخدر، قمار و صنعت سينما در انحصار يهود است.

شبكه وسيعي از كلوبهاي شبانه و فاحشه خانه ها توسط ويليام ساموئل رزنبرگ، مشهور به بيلي رز، كه از يهوديان مهاجر به آمريكا است، تاسيس شد.

غول صنايع مشروب سازي، يهودي مهاجر، ساموئل برنفمن است. كه امروزه دفتر مركزي كمپاني مشروبات الكلي برونفمن ها، به نام سيگرام در نيويورك است و در 120 كشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بيش از يك ميليارد دلار است.

سلطان دنياي پنهان شخصي است يهودي، به نام روچيلد، كه بزرگترين امپراطوري قمار را در ايالات متحده ايجاد كرد او در قاچاق مشروبات الكلي و مواد مخدر، سرمايه گزاري عظيمي نمود.

اولين فيلم تاريخ سينما كه در آن حريم اخلاق شكسته شد، ماه آبي است نام دارد كه توسط يك يهودي به نام اتوپرمينگر بسال 1953 كارگرداني شد و براي اولين بار واژه هايي مانند، آبستن و باكره را بكاربرد.

سه سال بعد همين كارگردان يهودي فيلم مردي با دست هاي طلايي را عرضه كرد و يك تابوي اخلاقي ديگر را شكست. او براي اولين بار به نمايش اعتياد به هرويين پرداخت.

پرمينگر در فيلم بعدي اش كه در سال 1959 ساخته شد براي نخستين مرتبه، صحنه تجاوز جنسي را به نمايش درآورد.

انسانيت زدايي، هدف اصلي همه فيلم هاي اين كارگردان يهودي بوده است.

و اينك شيطان پرستي با اسطوره سازي و با ارائه مطالب گمراه كننده و پورنوگرافيك سعي در تحقير جوانان و برده داري نوين دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 16:51  توسط بهمن قربانی  | 

رمضان ؛ ماه خودسازی

خودسازى از خودشناسى آغاز مى‏شود. نخست ‏باید خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت، چرا كه با خودشناسى، خداشناسى ‏تحقق مى‏یابد و اگر خدا را شناختیم، خود را ساخته‏ایم.

در آغاز باید دید چرا پدید آمده‏ایم؟ و هدف از پیدایش و خلقت ما چیست؟ خداوند در قرآن كریم تصریح كرده ‏است كه:« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، من جن و انس را نیافریدم، جز براى این‏ كه عبادت كنند.»

در تفاسیر زیادى «لیعبدون‏» به معناى «لیعرفون‏» آمده‏است، یعنى هدف از خلقت ‏شناخت است وگرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نیایش كردن‏ نیست. نماز و روزه و ...، شعبه‏اى ازعبادت است كه عبادت اجتماعى اهمیتش‏ كم‏تر از آنها نیست ، زیرا درآن جا انسان فقط به خود مى‏اندیشد، وعبادت در معناى ‏گسترده‏تر با دیگران و به دیگران اندیشیدن است. عبادت، دردشناسى و دردزدایى است.

www.mohakeme.com

چگونه خلیفة الله شویم ؟

عبادت، در جمع زیستن و براى جمع زیستن است. این كه عبادت بیش‏تر به صورت جمعى مطرح مى‏شود و بر مسجد و جمعه و جماعت تاكید مى‏شود، براى این است كه شناخت انسان به خویش منحصر نشود و به دیگران نیز سرایت ‏كند. ما آفریده نشده‏ایم كه تنها گلیم خود را ازآب بیرون بكشیم بلكه باید درمتن قرار بگیریم نه در حاشیه. در جمع زندگى كنیم نه در دیر. به فكر چاره‏جویى ازدیگران باشیم نه تنها چاره‏جویى از خویشتن . به هرحال، بحث ما درباره شناخت نیست ‏كه بحثى است طولانى و از آن مى‏گذریم. اما آن‏ چه گفتنى است، این است كه انسان‏ چگونه باید خود را بسازد و چگونه باید خود را آماده كند تا انسانى الهى گردد، تا قابلیت ‏خلیفة الله شدن پیدا كند. خودسازى به این است كه منش خود را به ‏گونه‏اى تغییر دهیم كه پروردگار مى‏خواهد، و به عبارت دیگر: اگر هم طبیعت ما مایل ‏به تكبر و خودخواهى است، باید نفس خویشتن را چنان ریاضت دهیم كه از فراز كبر و نخوت فرود آید و به تواضع و فروتنى گراید. اگر طبیعت ما، به بخل تمایل بیشترى ‏دارد، چون این صفت مورد نكوهش خداوند و تمام پیامبران و اولیاء و خردمندان‏ مى‏باشد، پس باید از آن دست‏ برداشت و سخاوتمند شد. خلاصه باید صفات سلبیه (منفى) را از قلب زدود، چنان كه صفات ثبوتیه را چون جامه‏اى تمیز و زیبا در بر كرد.

چه باید كرد ؟

باید قلب را از آن چه در نظر مولا و پروردگارمان ناخوشایند و مكروه است، پاك‏ كرد و باید تمام اعضاء و جوارح را در راه رضایش به كار گرفت.

خویشتن را باید به حلم و بردبارى عادت داد كه آن درجه و مقام آدمى را والا برد ودر میان مردم مایه شرف و عزت باشد و با نیكان و بزرگان هم صحبت ‏شود و از هرچه ‏مایه پستى و تن ‏پرورى و تنبلى است دور سازد و آن چه كه انسان را به خدایش نزدیك‏ و مقرب مى‏كند، به آن سوى سوق دهد و عاقبت‏ خیر و نیك فرجامى، ثمره و نتیجه‏اش ‏باشد.

باید به عفت و پاكدامنى روى آورد و از آن‏ چه مایه نفرت و خجلت ‏باشد و شخصیت ‏انسان را لكه‏دار و ننگ بار سازد، دورى جست. باید صبر را پیشه خود ساخت تا به ‏یقین و رضا برسد و تسلیم در برابر اوامر حق باشد و تنگناها و محنت‏ها و رنج‏ها وسختى‏ها و تنگدستى‏ها و رویدادهاى تلخ روزگار، او را از پاى درنیاورد.

باید به سوى تكامل عقل و روح گام برداشت و با تكیه بر دو بال تقوا و عمل، به‏ اوج عزت و عظمت و خدا خواهى رسید. باید در مقابل لذات زودگذر دنیایى به سلاح‏ تقوا، ورع، پارسایى و زهد مسلح شد تا رستگار شویم و به بهشت رضوان نایل آییم كه:« و رضوان من الله اكبر.»

باید آن چنان بر خویشتن مسلط بود و نفس سركش را مهار كرد كه نه مدح و درود دیگران، و نه فحش و ناسزاى آنها در روحیه فولادین و با صلابتش تاثیر گذارد.

باید خود نگهدار بود از آن‏ چه نارضایتى حق در بردارد، نه آن ‏چه خویشتن بخواهد یا نخواهد كه در برابر امر مولا خودى نیست كه مطرح باشد. باید از شر و بدى و رذایل اخلاقى و عادت‏هاى ناپسند و منش‏هاى زشت و كارهاى قبیح، دور شد چنان‏ كه به‏ خیرخواهى ، راستگویى ، امانت ، فضیلت ، اخلاق نیكو و خصال پسندیده، متخلق شد.

باید به فكر امروز و فرداى خود بود و براى فردا كه دیرهم نیست آماده شد و براى جهان جاویدان و ابدى، توشه برداشت.

باید با استقامت و پایدارى، نه ازحوادث و رویدادهاى تلخ ترسید و نه از ملامت ‏ملامت كنندگان و سرزنش نادانان، خم به ابرو آورد؛ بلكه فقط خدا را در نظر داشت و راه خدا را دنبال كرد و پیوسته از او خواست كه توفیق هدایت در صراط مستقیمش به‏ وى بخشد: «اهدنا الصراط المستقیم‏».

باید محبت، دوستى، همكارى، غم‏خوارى، ایثار، گذشت، بخشش و نرمش را جایگزین ‏نفرت، خشم، كینه، خودپسندى، خودمحورى، آز و تندخویى نمود.

باید از زندگى دیگران عبرت گرفت، نه خود عبرت دیگران شد. و ده‏ها باید و نباید در این جا خودنمایى مى‏كند كه اگر انسان به فطرت و سرشت‏ خویش بنگرد، به آنها پى‏خواهد برد، و ماه رمضان، هنگام آن است كه انسان را متوجه خویشتن كند و فطرت‏ خفته‏اش را بیدار سازد و از راه تفكر و اندیشیدن كه برترین عبادت است او را به خودسازى وادارد.

www.mohakeme.com

لحظه های ماه رمضان را غنیمت شماریم

 برادران ! خواهران ! ماه خدا فرا رسیده است، جا دارد كه ‏بیش‏ترین استفاده را ازآن بنماییم. نگذارید ساعتى، بلكه لحظه‏اى از این ماه‏ مبارك به هدر رود. در این ماه، سرنوشت ‏یك ساله، بلكه سرنوشت تمام عمر تعیین ‏مى‏شود.

هشیار باشیم، مبادا ساعتى بى‏انگیزه، بى‏توجه و بى‏هدف بگذرد و از عیدى و جایزه ‏الهى در روزعید فطر خداى نخواسته بى‏بهره و محروم بمانیم كه هیچ زیانى از آن ‏سخت‏تر و زیان ‏بارتر نیست! در روایت آمده است كه رسول خدا صلى‏الله علیه و آله وسلم قبل از ماه رمضان خطبه‏اى خواند و در آن خطبه فرمود:

«اى مردم! جبرئیل به دیدار من آمد و گفت: یا محمد! هركه نام تو را بشنود وبر تو صلوات نفرستد، از رحمت‏ خدا دور باشد. یا محمد! هر كه ماه رمضان را دریابد و مورد مغفرت و آمرزش پروردگار قرار نگیرد و از دنیا برود، خداوند او را ازرحمتش دور خواهد كرد. اى پیامبر آمین بگو. من هم آمین گفتم‏ .» (1)

دراین ماه خودسازى، درهاى بهشت ‏بر روى مومنان گشوده مى‏شود و درهاى جهنم بسته‏ مى‏شود، نباید كارى كرد كه در اثر آن كار، درهاى بهشت ‏بر رویمان بسته و درهاى ‏دوزخ گشوده شود.

در این ماه پربركت چنان كه از روایات استفاده مى شود بهشت را زینت مى‏دهند و پاداش كارهاى خیر و عبادت ها و راز و نیازها دو برابر مى‏گردد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: «شهر رمضان شهرالله عز و جل و هو شهر یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات، و هو شهر البركة، و هو شهرالانابة، و هو شهر التوبة، و هو شهرالمغفرة ، و هو شهرالعتق من النار و الفوز بالجنة.

الا فاجتنبوا فیه كل حرام و اكثروا فیه من تلاوة القرآن و سلوا فیه حوائجكم واشتغلوا فیه بذكر ربكم و لا یكونن شهر رمضان عندكم كغیره من الشهور فان له ‏عندالله حرمه و فضلا على سائر الشهور، ولا یكونن شهر رمضان، یوم صومكم كیوم ‏فطركم .‏» (2)

ماه رمضان، ماه خداى عزوجل است كه در آن پاداش كارهاى نیك دو برابر مى‏شود و گناهان زدوده مى‏شود.

ماه رمضان، ماه بركت و افزایش است.

ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است.

ماه رمضان، ماه توبه است.

ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است.

ماه رمضان، ماه آزادى و رهایى از جهنم و دستیابى به بهشت است.

پس اى مردم! درماه رمضان از هر كار بد و حرامى دورى كنید و درآن بسیار قرآن بخوانید و تمام ‏اوقاتش را به یاد و ذكر پروردگارتان مشغول شوید. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند دیگر ماهها باشد، چرا كه بر دیگر ماهها حرمت و برترى دارد. حضرت امیرالمومنین ‏علیه‏السلام مى‏فرماید: "علیكم فى شهر رمضان بكثرة الاستغفار والدعاء، فاما الدعاء فیدفع البلاء عنكم و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم ." (3) ; بر شما باد، در ماه ‏رمضان، به بسیار دعا كردن و استغفار نمودن چرا كه دعا بلا را از شما دور مى‏سازد و استغفار، گناهانتان را مى‏زداید .» به ‏هر حال، ماه رمضان ماه خودسازى است و كمترین خودسازى به این است كه انسان خودى را براى خویشتن نشناسد و خدا را مالك ‏خود بداند كه اگر چنین بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبودیت پروردگار را ادا خواهد كرد و از هر چه رنگ ضد خدایى دارد، دور خواهد شد. خودسازى و جدا شدن از تعلقات و هواهاى نفسانى، منشا تمام كمالات و ملكات و فضائل انسانى است و اگر كسى ‏توانست ‏خود را از تعلقات مادى برهاند، و به ظواهر زود گذر دنیا بى‏اعتنا باشد، بى‏گمان به خدا توجه خواهد كرد و به سوى تكامل روانه خواهد شد و این بالاترین ‏پیروزى و سرفرازى انسان است. خدا مى‏داند تمام مفاسد جهان و ظلم‏ها و تعدى‏ها و تجاوزها و گردن كشى‏ها در اثر خودبینى و هوا پرستى است، لذا در قرآن كریم همواره‏ تزكیه و تربیت مقدم بر تعلیم وآموزش ذكر شده ‏است و خودسازى، یعنى تزكیه نفس و ماه‏ رمضان به حق ماه تزكیه و تطهیر نفس است. پس بیایید باهم در این ماه بزرگ ‏آهنگ تقرب به خدا را بجوییم تا در درگاهش ره یابیم و در روز رستاخیز سفید روى گردیم.

www.mohakeme.com

فرازی از نیایش های امام سجاد علیه السلام:

در پایان فرازى زیبا از نیایش‏هاى امام سجاد (ع) را یادآور مى‏شویم، باشد كه صحیفه سجادیه همواره الگوى ما در زندگى باشد:

" اللهم و انت جعلت من صفایا تلك الوظائف، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان، الذى اختصصته من سائر الشهور و تخیرته من جمیع الازمنه و الدهور، و آثرته على كل‏ اوقات السنه بما انزلت فیه من القرآن و النور و ضاعفت فیه من الایمان، و فرضت ‏فیه من الصیام، و رغبت فیه من القیام، و اجللت فیه من لیله القدر التى هى خیر من الف شهر، ثم آثرتنا به على سائر الامم و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل، فصمنا بامرك نهاره، و قمنا بعونك لیله، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من ‏رحمتك و نسبتنا الیه من مثوبتك و انت الملى بما رغب فیه الیك، الجواد بما سئلت ‏من فضلك القریب الى من حاول قربك. " (4) .

«خداوندا! از كارهاى برگزیده و واجبات ویژه ، ماه رمضان را قرار دادى ؛ ماهى كه آن را از میان دیگر ماهها برگزیدى، و از میان ‏تمام زمان‏ها و روزگاران، آن را انتخاب نمودى، و بر جمیع اوقات سال برتریش ‏بخشیدى و انتخاب آن به دلیل قرآن و نورى است كه درآن ماه فرو فرستادى، و ایمان ‏را درآن دو برابر ساختى و روزه‏اش را واجب، و شب زنده‏دارى را براى عبادت در آن‏ ترغیب فرمودى و شب قدر را كه از هزار شب برتر است در آن عظمت‏ بخشیدى و گرامى ‏داشتى، سپس ما را به وسیله آن ماه برتمام امتها برگزیدى و به سبب فضیلتش ما را به دیگر پیروان ادیان برترى بخشیدى، پس به فرمان تو روزش را روزه مى‏داریم‏ و به یارى تو شبش را به عبادت مى‏پردازیم، در حالى كه با صیام و قیامش، خویش را مشمول دعوتى كه ما را در معرض آن قرار داده‏اى، مى‏سازیم، و آن را سبب دریافت‏ پاداش تو مى‏سازیم و تو برآن چه از درگاهت درخواست ‏شود، توانایى و به آن چه كه ‏از فضل و احسانت مسالت گردد بخشاینده‏اى و به كسى كه آهنگ تقرب به تو جوید نزدیكى .‏»

 آخرین سخن این كه امیدواریم خداوند ما را توفیق عبادت خصوصا در این ‏ماه مبارك بخشد و مستوجب مغفرت و آمرزش درگاهش قرار دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 15:42  توسط بهمن قربانی  |